به طور کلی اقتصاد به دو بخش تقسیم می شود :
1.بخش حقیقی(آن چیزهایی که در چرخه اقتصاد دیده میشود مثل مصرف تولیدات،اشتغال و بقیه عوامل اقتصادی).
2.بخش پولی(آن چیز هایی که در چرخه مدور اقتصاد دیده نمیشود.مثل پول و نرخ بهره و.....).
تا قبل از بحران بزرگ اقتصادی در سال 1930 تعریفی که از پول میشد چنین بود:


اولا پول وسیله ای برای تسهیل در مبادلات است .
ثانیا وسیله ای برای اندازه گیری ارزش های اقتصادی است.
ثالثا وسیله ای برای ذخیره ارزش است
بعد از بحران بزرگ و مطرح شدن نظریات کینز ،تعریف پول کامل تر شد و امروزه در تعریف پول علاوه بر وظایف سه گانه فوق ،پول را عامل تحرک یا رکود فعالیت های اقتصادی نیز معرفی میکنند.در واقع قبل از کینز افکار بر حول این محور میچرخید که حجم پول موجود در جامعه تاثیری بر رونق و یا رکود در اقتصاد نخواهد داشت و کینز و پیروانش در دهه 1960 برای اولین بار خلاف این موضوع را به اثبات رساندند.

حجم پول چگونه بر جریان اقتصاد اثر میگذارد؟
مقامات پولی هر اقتصاد به سنجش میزان پولی که در جامعه وجود دارد نیازمند هستند.آنها به این نکته توجه دارند که میزان پول در اقتصاد به چه مقدار نقدینگی را در کشور ایجاد میکند.بخش حقیقی اقتصاد به میزان پول و حجم آن واکنش نشان میدهد.چنانچه میزان نقدینگی در اقتصادی کمتر از میزان مورد نیاز آن باشد امکان دارد تولید،درآمد و اشتغال دچار افت شود.همچنین افزایش نقدینگی بیش از حد مورد نیاز اقتصاد،ممکن است به رشد سطح عمومی قیمت ها(تورم)منجر شود.بنابراین پول ابزار نیرو مندی در اقتصاد به شما میرود و میتواند تاثیرات قابل توجهی داشته باشد.
بگذارید به گونه ای دیگر توضیح بدهیم:
بنگاه های اقتصادی که در هر اقتصادی مسئولیت تولید را بر عهده دارند به منابع پولی نیازمند هستند تا بتوانند سرمایه گذاری و تولید کنند.اگر بنگاه های اقتصادی این منابع را در اختیار نداشته باشند و یا هزینه این منابع (مثل نرخ بهره وامهای بانکی)زیاد باشد ممکن است نتوانند خوب سرمایه گذاری و تولید کنند.از این جهت اگر میزان نقدینگی به حدی نباشد که تولید کنندگان بتوانند تولید کنند در نتیجه نوعی رکود در اقتصاد ایجاد میشود.در واقع تقاضا در اقتصاد (از طرف خانوارها و دیگر بخش ها)وجود دارد اما عرضه(تولیدات) کم است.
از طرفی دیگر اگر میزان نقدینگی در اقتصاد به حدی افزایش یابد به طوریکه بنگاه های اقتصادی دیگر نیازی به این پول ها برای سرمایه گذاری نداشته باشند یا بگوییم بیش از نیاز اقتصاد نقدینگی موجود باشد آنگاه این پول ها از طرف دیگری حرکت خواهند کرد و تنها تقاضا برای مصرف را افزایش خواهند داد که موجب تورم میگردد.اما اگر نقدینگی به مقدار مورد نیاز اقتصاد باشد نه تنها تورمی ایجاد نمیشود بلکه یک مسئله الزامی است.
چه شاخص هایی میزان نقدینگی را در اقتصاد نشان میدهند؟
شاخص M1:
این شاخص برابر است با حجم پول+سپرده های دیداری
شاخص M2:
این شاخص برابر است با M1 +شبه پول
شاخصM3:
این شاخص برابر است با M2 +سپردا های مدت دار بیش از 100 هزار دلار

1. رابطه تقاضای پول و نرخ بهره و تورم:
میتوان اینگونه برداشت کرد که به طور کلی زمانی که نقدینگی افزایش می یابد با افزایش تورم روبرو هستیم و زمانی که کاهش می یابد با کاهش تورم رو برو هستیم.
در بررسی اثر سیاست های پولی و مالی تقاضای پول یکی از مولفه های آن است.منظور از تقاضا برای پول میزان مانده واقعی پول نزد افراد است.به بیان دیگر تقاضا برای پول به مفهوم آن است که افراد در هر زمان گرایش به نگهاری چه بخشی از دارایی خود به صورت نقد یا پول دارند.به گفته دیگر تقاضا برای پول به مفهوم جریان پول و صرف آن برای هزینه های جاری روزانه نمیباشد بلکه تقاضا برای موجودی پول در هر زمان است.
در فرایند کاهش نرخ بهره توسط مقامات پولی مردم گرایش به افزایش تقاضای پول دارند چرا که در حقیقت هزینه نگهداری پول در بانک ها کاهش یافته و بهره کمتری در یافت میکنند.در نتیجه یکی از اهداف بانک مرکزی در دوران رکود از کاهش بهره نیز همین است که مردم پول های خود را از بانک ها خارج کرده و صرف مصرف یا سرمایه گذاری در دیگر بخش ها بکنند.معمولا در این مواقع گرایش به سمت خرید اوراق بهادار یا همان بازارهای مالی که در نهایت موجب سرمایه گذاری در بنگاه های اقتصادی میشود افزایش پیدا میکند.
از طرف دیگر زمانی که بانک مرکزی نرخ بهره را افزایش میدهد تقاضا برای مانده واقعی پول کاهش می یابد و مردم سعی میکنند پول خود را در بانک ها سرمایه گذاری کنند چرا که بهره بالاتری نصیب آنها میشود.در نتیجه بانک مرکزی میکوشد که افزایش بهره از افزایش پول ها در داخل اقتصاد جلوگیری کند تا موجب تورم نشود.البته بانک ها اقدامات بسیار دیگری هم برای جلوگیری از افزایش نقدینگی انجام میدهند.مثل انتشار اوراق بهادار دولتی که از این طریق سعی در جمع کردن پول های اضافی از سطح اقتصاد دارند. بین تقاضا برای پول و نرخ بهره رابطه ای وارونه دیده میشود.